مرهم دردهای خواهر

به گزارش سفر به هند، وقتی نگاهش با نگاه معصوم و قدردان مریم گره می خورد خستگی سال ها زحمت و پرستاری شبانه روزی از تنش بیرون می رود. حتی از یاد می برد که خودش با یک نوع بیماری دست و پنجه می کند که افراد زیادی را افسرده و خانه نشین کرده است. مینا زارعی پور سال ها پیش به عارضه پارکینسون دچار شده، اما نه تنها اسیر تخت بیماری نشده، بلکه از خواهر زمینگیرش هم مراقبت می کند.

مرهم دردهای خواهر

سفر به هند- رابعه تیموری:چهره ای ساده و مهربان دارد و حتی وقتی دشواری تر و خشک کردن مریم پیشانی اش را به عرق می نشاند، لبخند گوشه لبش گم نمی شود. مینا زارعی پور بازنشسته بهزیستی است. او در روزهای شروع خدمتش در مهدکودکی کار می کرد که بعدها به شیرخوارگاه شهید ترکمانی تبدیل شد. در این شیرخوارگاه بچه ها بی سرپرست 3تا6 ساله نگهداری می شدند و مینا خانم بی دریغ و با گشاده دستی مهر مادری اش را میان این بچه ها و 3پسر قد و نیم قد خود تقسیم می کرد. او در کنار وظایف مختلف خود پرستاری از پدر بیمار و زمینگیرش را هم بر عهده گرفته بود. همین صبوری و مهربانی مادرانه اش سبب شد پدر قبل از فوتش مریم را به او بسپارد.

همه چیز از یک خبر بد شروع شد

آقا صفر همسر وفادار و مهربان مینا خانم تعریف می کند: شنیدن خبری ناگوار مینا را بیمار کرد. همان لحظه که خبر را شنید انگار روح از بدنش بیرون رفت. نمی توانست روی پایش بایستد و مرتب می گفت تمام بدنم درد می کند. وقتی او را به بیمارستان رساندیم، گفتند بر اثر شوک عصبی به پارکینسون مبتلا شده است. هر چقدر دوا و دکتر کردیم فایده ای نداشت. سر و دستان مینا خانم بیشتر از دیگر اعضای بدنش لرزش دارد و بیماری بر تکلمش هم تأثیر گذاشته است. آقا صمد می گوید: 18سال است مینا پارکینسون دارد. او خیلی زود شرایطش را پذیرفت و سعی کرد با وجود بیماری کارهایش را خودش انجام دهد. در این سال ها ما زندگی خوبی داشتیم و کنار هم مسائل مان را پشت سر گذاشتیم.

بیدی لرزان با ریشه هایی برقرار

مینا پس از بازنشستگی از بهزیستی به بیماری پارکینسون دچار شد و بعد از فوت پدرش فشار عصبی و مسائل خانوادگی مریم را فلج کرد. مینا وقتی دید دختر نازدانه پدرش مانند اسکلتی بی جان و بی حرکت به تخت خواب دوخته شده و اطرافیانش قصد دورکردن او از جمع خانواده و سپردنش به بهزیستی را دارند، تصمیم گرفت با همان بدن کم رمقش از خواهر مراقبت کند. کسی باور نمی کرد این بید لرزان و بیمار از پس پرستاری خواهرش برآید، اما با محبت و مراقبت سخت و شبانه روزی مینا خیلی زود چشمان بی حرکت مریم جان گرفت و در نگاهش امید به زندگی زنده شد.

سفری خوش بود که کاش تکرار شود

مینا با همان دستان لرزانش غذا می پزد. آپارتمان نقلی اش را نظافت می کند. مریم را هفته ای 2 بار حمام می برد و رخت و لباس و پوشکش را عوض می کند. او هر روز ظهر به مسجد باب الحوایج(ع) می رود تا همراه همسایه ها نماز بخواند، آنها را ببیند و از احوالشان با خبر شود. 400 هزار تومان حقوقی که اداره سرپرستی برای مریم تعیین کرده، تنها کمک هزینه درمان اوست. مینا اعتقاد دارد مریم برکت زندگی اوست و وجودش برای آنها خیر و برکت به همراه دارد. آقا صفر و مینا خانم مریم را به زیارت امام رضا(ع) برده اند. در این سفر حسابی به مریم خوش گذشته و آرزو دارد سفر کربلا هم نصیبش شود.

منبع: همشهری آنلاین
انتشار: 4 اسفند 1398 بروزرسانی: 5 مهر 1399 گردآورنده: tour-india.ir شناسه مطلب: 69

به "مرهم دردهای خواهر" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "مرهم دردهای خواهر"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید